
من سیگاری سرسختی بودم روزی که می خواستم اعزام بشم ژاندارمری جهرم * یادمه چند تا پاکت سیگار طوری تو پاکت تاید جاسازی کردم که حتی انتظامات متوجه نشد .حالا تو آموزشی مونده بودم کجا بکشم که بو سیگار نیاد . چند روزی از ترس تحمل کردم یه شب به فکرم زد برم دستشویی بکشم دیدم بد تره بوی سیگار بوی گند دست بده به هم چی میشه ؟ !داشتم کلافه می شدم باورتون میشه اگر تریاکی بودم شاید ترکش راحت تر بود ، چون دیگه نامید شده بودم .ساعت 9 شب بود که خاموشی زدن ، خوابم نمی برد تا ساعت 11 بیدار بودم به نگهبان...
ادامه مطلب
کلاه آهنیه فریدون احدزاده،خاطره ای ازموسوی قهفرخی درسال 1363 تا 1364 در گروهان ژاندارمری شهرکرد خدمت می کردم که آن موقع ساختمانش در مقابل اداره کل پست استانxa0 بود . یک روزسر صبحگاهxa0 فرمانده گروهان xa0اعلام کرد که قرار است از مرکز بازرس بیاد و سربازها باید تمام محوطه وآسایشگاه و دفاتر را مثل دسته گل نظافت کنند و لباسهای خوب و مرتب بپوشند. به محض این هم که صبحگاه تمام شدxa0 باید از اسلحه خانه...
ادامه مطلب
کلاه آهنیه فریدون احدزاده،خاطره ای ازموسوی قهفرخی درسال 1363 تا 1364 در گروهان ژاندارمری شهرکرد خدمت می کردم که آن موقع ساختمانش در مقابل اداره کل پست استانxa0 بود . یک روزسر صبحگاهxa0 فرمانده گروهان xa0اعلام کرد که قرار است از مرکز بازرس بیاد و سربازها باید تمام محوطه وآسایشگاه و دفاتر را مثل دسته گل نظا...
ادامه مطلب