ایستگاه سربازی SoldiersStation

متن مرتبط با «فریدون» در سایت ایستگاه سربازی SoldiersStation نوشته شده است

ترک سیگار خاطره ای از فریدون صالحی

  • نیلوبلاگ

    من سیگاری سرسختی بودم روزی که می خواستم اعزام بشم ژاندارمری جهرم * یادمه چند تا پاکت سیگار طوری تو پاکت تاید جاسازی کردم که حتی انتظامات متوجه نشد .حالا تو آموزشی مونده بودم کجا بکشم که بو سیگار نیاد . چند روزی از ترس تحمل کردم یه شب به فکرم زد برم دستشویی بکشم دیدم بد تره بوی سیگار بوی گند دست بده به هم چی میشه ؟ !داشتم کلافه می شدم باورتون میشه اگر تریاکی بودم شاید ترکش راحت تر بود ، چون دیگه نامید شده بودم .ساعت 9 شب بود که خاموشی زدن ، خوابم نمی برد تا ساعت 11 بیدار بودم به نگهبان...

    ادامه مطلب
  • کلاه آهنیه فریدون احدزاده،خاطره ای ازموسوی قهفرخی

  • نیلوبلاگ

    کلاه آهنیه فریدون احدزاده،خاطره ای ازموسوی قهفرخی درسال 1363 تا 1364 در گروهان ژاندارمری شهرکرد خدمت می کردم که آن موقع ساختمانش در مقابل اداره کل پست استانxa0 بود . یک روزسر صبحگاهxa0 فرمانده گروهان xa0اعلام کرد که قرار است از مرکز بازرس بیاد و سربازها باید تمام محوطه وآسایشگاه و دفاتر را مثل دسته گل نظافت کنند و لباسهای خوب و مرتب بپوشند. به محض این هم که صبحگاه تمام شدxa0 باید از اسلحه خانه...

    ادامه مطلب
  • کلاه آهنیه فریدون احدزاده،خاطره ای ازموسوی قهفرخی

  • نیلوبلاگ

    کلاه آهنیه فریدون احدزاده،خاطره ای ازموسوی قهفرخی درسال 1363 تا 1364 در گروهان ژاندارمری شهرکرد خدمت می کردم که آن موقع ساختمانش در مقابل اداره کل پست استانxa0 بود . یک روزسر صبحگاهxa0 فرمانده گروهان xa0اعلام کرد که قرار است از مرکز بازرس بیاد و سربازها باید تمام محوطه وآسایشگاه و دفاتر را مثل دسته گل نظا...

    ادامه مطلب