
خاطراتی از اولین بانوی پزشک اسیر ایرانی در جنگ عراق علیه ایران بیستم مهر سال 1359 در یکی از خطوط مقدم خرمشهر نزدیک شلمچه در حین انتقال مجروحین و شهدا به همراه یک تیم پزشکی به دست نیروهای بعث اسیر شدم و حدود چهار سال در عراق بودم. اولین زن آزادۀ جنگ: اینقدر بعثیها را کتک زدیم تا دلشان برای مردهای ایرانی سوختفاطمه ناهیدی اولین زنی که در دفاع مقدس به اسارت نیروهای بعث درآمد میگوید: وقتی خواستیم اعتصاب غذا را در اسارت شروع کنیم، عراقیها ریختند داخل سلول و شروع کردند به زدن. ما همیشه دفاع را با هم...
ادامه مطلب
بعضی خاطرات را خودشون نیستند که تعریف کنند واین وظیفه خاطره نویسه قطعاً در عرصه های مختلف و رشته های مختلف هستند ایثارگرانی که با اهداء جان خود خدماتی رسانده و اکنون در بین ما نباشند .وظیفه دانستم تعدادی سرباز که اهدا عضو داشته اند را به طور خلاصه نام بیاورم و بخاطرشادی روح شان صلوات بفرستیم انشاءالله در صواب شان شریک و شفیع مان قرار گیرند .هرچند اطلاعاتی در مورد سایرین بدست نیاوردم و گمنام ماندند .*** علیرضا ایمانی، سرباز وظیفه ۲۲ ساله تبریزی بود که بر اثر سانحه رانندگی دچار م...
ادامه مطلب
در بخشی از صحبتهایش از حال و هوای روزهایی برای ما میگوید که گردان ۷۰۰ نفره او در برابر ۹ لشگر زرهی عراق ایستادند. یادآور میشود که نیروی دریایی با ۱۰ موشک نیروی دریایی عراق را ظرف ۶۷ روز تار و مار کرد و این را هم میگوید که اگر دولت بازرگان محموله ۲۰۰ موشکی هارپون را پس نمیداد، جنگ ظرف یک هفته تمام بود. دروغهای سریال کیمیا جگرم را آتش زددر ۳۴ روز جنگ خرمشهر ۱۰۳ نفر از همرزمهای من شهید شدند، وقتی سریال کیمیا را میدیدم و بعد مسئولینی که به تهیهکننده آن سریال جایزه میدهند جگ...
ادامه مطلب