ایستگاه سربازی SoldiersStation

متن مرتبط با «قاسم» در سایت ایستگاه سربازی SoldiersStation نوشته شده است

ناواستوار آکبند خاطره ای از قاسم کریمی

  • نیلوبلاگ

    ناواستوار آکبند خاطره ای از قاسم کریمی جاتون خالی سرباز نیروی دریایی بودم ، آموزشی مون سخت در حد جون بالا اوردن سینه خیز برو کنار ساحل بعد نیم ساعت با لباس اتو کرده و آنکادر به خط شو بر کلاس مرغی و کلاغ برو بعد بیا مثل اسب خبردار بایست اگه مار هم نیشت زد تکون نخوریحالا این وسط یه ناو استوار داشتیم اسم واقعیش را نمی گم ، سرمهناوی واحد بود ( سرگروهبان واحد ) از تیمسارم بیشتر ایراد می گرفت ، کم مونده بود بیاد دستشویی ببینه کی صاف می شینه کی کج ؟خودش لباسش مرتب مرتب بود از نظم و انضباط حرف اول م...

    ادامه مطلب
  • ازتنبیه تا دوستی .خاطره ای ازعلی رضا قاسمی نژاد فرزندیدالله متولد1367

  • نیلوبلاگ

    تنبیه هم سبب دوستی می شود خاطره ای ازعلی رضا قاسمی نژاد فرزندیدالله متولد1367 صبح روزشنبه مورخه 1387/4/29 به همرا سه نفر از دوستان واردیگان ویزه استان چهارمحال وبختیاری شدیم . یک ساعتی پس از ورود به کارگزینی فراخوانده شدیم. من دوستانم را صدا زدم ولی یکی از آنها مشغول استفاده ازکرم ضد آفتاب به صورتxa0 خودبود ،و گفت الان می آیم. افسری که آنجا حضورداشت به او دستورداد همراه آنان برو ولی او توجهی نکرد وهمچنان مشغول کرم زدن بود. من همراه دونفر از دوستان مشغول حرکت به طرف کارگزینی بودیم که ناگهان صدایی...

    ادامه مطلب
  • تلخ وشیرین.خاطره ای ازمهدی قاسم پورفرزندنیازمتولد1364

  • نیلوبلاگ

    بیان خاطرات تلخ وشیرین سربازی نیز شیرین است خاطره ای ازمهدی قاسم پورفرزندنیازمتولد1364 ماشب بودکه واردپادگان شدیم ،وهمینطور به یکدیگرنگاه میکردیم وکسی را نمی شناختیم وغم واندوه فراوان همه بچه هارا گرفته بود. به چهره هرکس که نگاه میکردی بازبان بی زبانی با تمام وجود ازغم واندوه صحبت میکرد. یک سرگروهبان جوان ولاغر . . .xa0...

    ادامه مطلب