
اولین سیگاردرجبهه یا شهید راه سیگار، خاطره ای از بابک فتحی یه سرباز داشتیم از مشکین شهر اعزام شده بود ، سیگاری بود در حد تیم ملی . هروقت هدایای مردمی ،xa0 می رسید ایشون اولین کسی بود که کنار ماشین پرسهxa0 میزد تا xa0به قول خودش چندتا کارتن سیگار بگیره xa0تو عملیات والفجر 10 (اسفند66)xa0xa0 بود xa0گفت : بابک منو دریاب گفتم : نه خسته گفت : xa0دشمنت خستهxa0 ، بخدا xa0خسته نیستم اماxa0 دلم لک زده واسه یه سیگار گفتم : خطه مقد مو سیگار؟ گفت : اعصاب پعصاب ندارم قصد قربت کن و دریاب خدا شاهده...
ادامه مطلب